خرید بک لینک

من نذر میکنم...

تمام خودم را نذر میکنم...

نذر آمدنت و نشستن کنار من...

مثلا فکر کن یک حوض ابی باشد پر از اب و ماهی ها داخلش برقصند از خوشی ....

شمعدانی ها گلبرگ هایشان را پهن کرده باشند توی افتاب و کنار هم شعر بخوانند از محبت....

مثلا فکر کن من باشم و تو باشی و نشسته باشیم روی یک تخت چوبی قدیمی کنار حیاط که قژ قژش صدای خنده مان را برساند به اسمان هفتم... و بعد

 من برایت شعر بخوانم 

و تو....

تو....

تو....

نمیدانم چکار کنی...

اصلا هرکاری دلت میخواهد بکن 

فقط باش....

فقط باش

فقط باش

.

امضا:خاتون

برچسب: نذری,نذری یاب,نذري, نویسنده: آرمان امیری تاريخ: جمعه 26 آذر 1395 ساعت: 7:05

صفحه بندی